پارچه های تابستانی را بشناسیم

پارچه های تابستانی را بشناسیم

با شروع فصل گرم در تمامی نقاط دنیا نوع و سبک پوشش افراد به سمت نازکترین و خنک ترین پارچه های لباس  و در عین حال رنگهای روشن می رود . در کشور خودمان فصل تابستان از گرمترین فوصول سال در اکثر استانهاست و فقط برخی از استان های کشور به نسبت هوای خنک تری  از باقی استان ها دارند. پس پوشش ما هم در این فصل به سمت لباسهایی که از پارچه های خنک و تابستانی دوخته شده اند تمایل دارد. در این مقاله می خواهیم پارچه های مناسب فصول گرم را بیشتر بشناسیم که در هنگام خرید در این فصل بهترین انتخاب را داشته باشیم.قبل از معرفی بهترین پارچه های تابستانی بهتر است یک شناخت کلی از پارچه و قدمتش در ایران بدانیم.

 

پارچه تابستانی

 

پارچه چیست؟

پارچه لایه‌ای نرمش‌پذیر است که از شبکه‌ای از نخ‌ها یا الیاف طبیعی یا مصنوعی تشکیل شده‌است؛ که نوع نخ‌ها یا الیاف و ساختار و نحوه قرارگیری آن‌ها در کنار یکدیگر ساختمان پارچه و خصوصیات فیزیکی آن را به‌وجود می‌آورد. پارچه را از روش‌های بافت تاری-پودی، بافت حلقوی (کش‌بافی یا قلاب بافی)، روشهای بی بافت، گره زدن تولید می‌شود.

پارچه‌ها از نظر مواد بکار رفته انواع گوناگون دارند از جمله پنبه‌ای (نخی)، پشمی، ابریشمی وغیره. به بخشی از بازار که پارچه‌فروشی‌ها در آن قرار دارند بازار بزازها گفته می‌شود.

برای نخستین بار پارچه پنبه‌ای در حدود ۱٬۹۰۰ سال پیش از میلاد توسط تمدن دره سند در آسیای جنوبی بافته شد. بازارجهانی منسوجات در سال ۲۰۱۹ یک بازار ۹۶۱٫۵ میلیارد دلاری بود که پیش‌بینی می‌شود این بازار در سال ۲۰۲۷ به ۱۳۵۰٫۲۴ میلیارد دلار برسد.

 

پیشینهٔ بافت پارچه در ایران

کاوش‌ها و پژوهش‌های دانشمندان و پژوهشگران در صد سالهٔ اخیر نشان داده‌است که ایرانیان از پیشتازانی بوده‌اند که به کار بافندگی پارچه پرداخته‌اند. حتی ساکنین ایران باستان در دورهٔ دوم سنگ (یا به اصطلاح عصر حجر میانین) با فن پارچه‌بافی آشنا بوده‌اند. برای اثبات این واقعیت، بهترین گواه سفال‌ها، نگین‌ها و مهره‌هایی‌اند که بیش از هشت هزار سال قبل از میلاد در ژرفای خاک‌های این مرز و بوم جا گرفته‌اند. پروفسور کارلتون کن که برای ادارهٔ کل باستان‌شناسی کار می‌کرد، ضمن کاوش‌هایی در سال‌های ۱۳۲۸ تا ۱۳۲۹ (۱۹۴۹ تا ۱۹۵۰) در غاری موسوم به غار کمربند در نزدیکی دریای کاسپین، پارچه‌هایی به دست آورد که ثابت می‌کند اقوام ایرانی از همان آغاز غارنشینی، پشم گوسفند و بز را به‌صورت پارچه می‌بافتند. آزمایش‌هایی که با کربن ۱۴ بر روی پارچه‌ها انجام گرفت، نشان داد که قدمتشان به ۶۵۰۰ سال قبل از میلاد می‌رسد.

لنگرها و دوک‌هایی که طی سی سال اخیر در حفاری‌های مختلف به‌دست آمده، گواه وجود کارگاه‌های بافندگی در ایران کهن است. باستان‌شناسانی چون پروفسور گیرشمن و دکتر فیلیس اکرمن تأیید می‌کنند که عمر این دوک‌ها و لنگرها، با نخستین آثار سکونت انسان در فلات ایران مطابقت کامل دارد. در دورهٔ تمدن شوش (۴۵۰۰ سال قبل از میلاد) فن پارچه‌بافی با توجه به ظرافت پارچه، راه کمال را طی کرده‌است؛ تیغهٔ مسینی که با سفال‌های عهد اول در شوش به‌دست آمده و اثر املاح مس بر روی پارچه‌ای که تیغه را در آن پیچیده بودند، گواه این مدعاست. هم‌اکنون قسمت‌هایی از این قطعه پارچه در موزه لوور موجود است.

از نوشته‌های گزنفون چنین برمی‌آید که، در دورهٔ مادها و در آذربایجان پارچه‌هایی زیباتر و بهتر از گذشته بافته می‌شده‌است. چنان‌که کورش هخامنشی تحت‌تاثیر زیبایی و کمال لباس مادها قرار گرفت و نزدیکان خود را نیز برآن داشت تا مانند مادها لباس بپوشند.

نساجی ایران در آذربایجان و در دوره هخامنشی به‌ویژه در زمینهٔ بافت پارچه‌های ابریشمی، پشمی نرم و لطیف، مشهور بود و شاهان این دوره به داشتن لباس‌های زیبا و فاخر شهرت داشتند. یکی از دلایلی که برای نشان دادن پیشرفت صنعت پارچه‌بافی در زمان هخامنشیان ارائه می‌شود این است که اسکندر با آن همه تعصب یونانی‌گری، برحسب نوشته‌های هرودوت و پلوتارک از زمان ورود به ایران تا هنگام مرگش لباس‌های زربفت ایرانی بر تن می‌کرد. پلوتارک و دبودور همچنین نوشته‌اند که پارچه‌های زری که تار آن را از طلا و نقره می‌کشیدند و همچنین مخمل، پارچه‌های پشمی و پارچه‌های کتانی ایران در دورهٔ هخامنشیان بی‌اندازه مطلوب بود.

پس از انقراض دولت هخامنشی، مدت ۵ قرن از نظر بسیاری از صنایع و هنرها از جمله صنعت بافندگی پیشرفت چشمگیری پدید نیامد. این توقف صنعتی و هنری مولود دو عامل است. یکی نفوذ تمدن و سلیقه یونانی‌ها در دوره سلوکی‌ها که موجب امحای فرهنگ و تمدن ایران و توقف هرگونه پیشرفتی در فنون و صنایع خاص ایرانی شد. دوم روحیهٔ جنگجویی و جهانگیری پادشاهان اشکانی که هرچند افتخارات تاریخی بسیاری را سبب شد و در بعضی مواقع ناگزیر به جنگ بودند، با این همه پادشاهان این دوره را از پرداختن به این هنر، تشویق و تربیت صنعتگران و هنرمندان فارغ می‌کرد. از زمان اشکانیان یافته‌های فراوانی در دست نیست تنها اثری که از نساجی این دوره به‌دست آمده چند تکه پارچهٔ ابریشمی است که به‌همراه قطعه پارچه‌های بافته شده در چین، ضمن کشفیات ناحیهٔ لولان در منتهی‌الیه ایران خاوری امروز به دست آمده‌است.

به گفتهٔ اکثریت قریب به‌اتفاق پژوهشگران و مورخان، دورهٔ ساسانی یکی از درخشان‌ترین و گویاترین دوره‌ها از نظر بافندگی بوده‌است. مسعودی در کتاب مروج‌الذهب می‌نویسد: «نیمی از شوکت و عظمت این دوره را باید در توسعهٔ صنایع از جمله صنعت بافندگی جستجو کرد.» خوشبختانه بافته‌های این دوره به‌وفور در موزه‌ها و کلیساهای غربیان حفظ شده‌است. دکتر محمد حسن زکی در کتاب صنایع ایران بعد از اسلام دربارهٔ بافته‌های این دوره می‌گوید: «در این دوره، بافندگی ایران به اوج عظمت، ترقی و رونق خود رسید.»

در دورهٔ اسلامی به سبب درگیری عمومی ایرانیان با اعراب و چند پارگی حکومت‌ها در دوره‌های مختلف، صنعت بافندگی از درخشندگی و پیشرفت افتاده بود و در بسیاری از دوره‌ها صنعت پارچه‌بافی چنان سیر نزولی می‌پیمود که گمان نمی‌رفت دیگر هرگز شکوفا شود. با این همه صنعت پارچه‌بافی با ایستادگی هرچه تمام‌تر، بار دیگر خود را نمایان ساخت.

دروران سلاجقه را باید دوران شکوفایی دوبارهٔ هنر ایران دانست. از آن دوره حدود ۵۰ تکه پارچه باقی مانده‌است که اوج هنر در آن‌ها دیده می‌شود. در این دوره پیچیده‌ترین و ظریف‌ترین نقشه‌ها بافته می‌شد. در این دوره بافت شطرنجی یک‌درمیان و دولا معمول‌تر بود و پارچه‌های دورو و اطلسی در کمال مهارت رایج بود.

پروفسور پوپ در کتاب شاهکارهای هنر ایران به شناسایی نابسامانی‌ها و عقب‌ماندگی‌های سال‌های استیلای مغول بر ایران در زمینه نساجی می‌پردازد. او معتقد است: «استیلای مغول با آنکه نخست در سفال‌سازی و فلزکاری تأثیر مهمی نداشت، طراحی پارچه را به‌کلی تغییر داد. نقش‌هایی که از پیش از اسلام رواج داشت به‌کلی متروک شد. ترکیب‌ها و تصاویر همه از رواج افتادند. رنگ روشن و حتی سفید که برای زمینه‌های طرح‌ها انتخاب می‌شد تا طرح و شکل را برجسته‌تر جلوه دهد دیگر به‌کار نرفت و به‌جای آن رنگ‌های تند و تیره برای زمینه معمول شد. حتی روش کار هم تغییر کرد. سبک پارچه‌ها کم‌وبیش یکنواخت بود و اصل و منشأ طرح‌های این دوره غالباً نامعلوم است. هجوم سبک چینی و مغولی که سرشار از خشونت بود در پارچه‌بافی مؤثر افتاد. در دوره تیموری پارچه‌بافان را از شهرهای مختلف جمع‌آوری، و به سمرقند اعزام کردند تا در آنجا مشغول کار گردند. بدیهی است آنچه در قالب دستور و سلیقه تیموریان به‌وجود آمد نمی‌توانست گامی به‌سوی پیشرفت باشد.»

به حقیقت باید گفت دوران صفویان، اوج شکوه و بلندی هنر و تمدن ایرانیان بوده‌است که پس از اسلام مانند آن دیده و شنیده نشده‌است. آنان دوباره نام ایران را در اندیشه‌ها زنده کردند. بر اثر حمایت بی‌دریغ شاهان صفوی از هنرمندان توفیق عظیمی در پارچه‌بافی به‌دست آمد. به‌راحتی می‌توان پذیرفت که هنرمندان این دوره خاصه در زمان شاه عباس کبیر بافته شده‌است در تمام تاریخ هنر نساجی جهان همتا ندارد.

با سقوط صفویان به دست افغانها، چراغ هنر ایران هم رو به خاموشی گرایید. افشاریه و زندیه و قاجاریان هم هیچ کاری برای نجات آن انجام ندادند. اگر دوره قاجاریه را یکی از بدترین و دردآورترین دوران در طول تاریخ ایران در زمینه صنعت نساجی و بافندگی پارچه‌های دستی و سنتی بدانیم، بجاست. از طرفی دوره قاجار مصادف است با نهضت همه‌جانبه کارخانه‌های پارچه‌بافی اروپا، همچنین پارچه‌های روسی که افراد سودجو با رضایت شاهان وقت بی‌رویه و ارزان وارد کشور می‌کردند و مانع برابری تولید کارگاه‌های دستی و سنتی با کارگاه‌های ماشینی می‌شد. صنعتگران و هنرمندان هم که نه حمایتی می‌شدند و نه بازاری برای فروش، دست از کار کشیدند و این هنر چندین هزار ساله را به‌دست فراموشی سپردند.

 

پارچه‌های شناخته شده در بازار سنتی ایران:

پارچه زربفت برجسته

چیت (= پارچهٔ پنبه‌ای و نقش داری که بیشتر مزین به نقش گل‌های کوچک و بزرگ بود)
چلوار (= پارچهٔ پنبه‌ای سفید و آهار دار و بسیار پر مصرفی که از آن پیراهن و زیرجامه و ملحفه و روبالشی تهیه می‌کردند)
کرباس (= کرباس یا کرپاس، پارچهٔ پنبه‌ای سفید و درشت بافت که غالباً زنان و مردان روستایی از آن جامه می‌ساختند و برای کفن نیز به کار می‌رفت)
متقال (= پارچهٔ پنبه‌ای سفید شبیه به کرباس اما از آن لطیف تر)
کتان (= پارچه‌ای که از الیاف ساقهٔ کتان ساخته می‌شود. کتان گیاه علفی یکساله‌ای است دارای برگ‌های سبز مات و ساقهٔ متشکل از الیاف نرم و بلند. از این الیاف نخ کتانی هم به دست می‌آورند)
مخمل (= پارچه‌ای نخی یا ابریشمی که یک روی آن صاف و روی دیگر دارای پرزهای لطیف و نزدیک به هم و به یک سو خوابیده‌است)
حریر (= پارچهٔ ابریشمی نازک) وال، تور، فاستونی
ململ (= نوعی پارچهٔ نخی لطیف و نازک و سفید)
ماهوت (= پارچه‌ای ضخیم تمام پشم، نرم، کمی براق، با سطح پرز دار)
کریشه (پارچهٔ سبک نخی دارای گل‌های برجسته)
کلوکه (= پارچهٔ نخی که بیشتر برای چادر مشکی بکار می‌رفت)
کرپدوشین (= یا کربدوشین پارچه‌ای از خانوادهٔ کرپ که از ابریشم خام بافته می‌شد)
آغبانو (= پارچه‌ای نازک و پنبه‌ای که بیشتر برای چارقد و چادر به مصرف می‌رسید)
گاباردین (= نوعی پارچهٔ معتبر و مرغوب انگلیسی که بیشتر به مصرف کت و شلوار مردانه می‌رسد)
دبیت (= پارچه‌ای نخی که بیشتر آستر لباس و رویهٔ لحاف می‌شد و نوع علی اکبری آن از همه مرغوب تر بود. حاج علی اکبر شخصی بود که دبیت را به کارخانه‌های دبیت بافی لندن سفارش می‌داد)
مخمل‌های کاشان
زربفت‌های کاشان (= پارچه‌های زربفتی که در کاشان بافته می‌شود)
زربفت‌های یزد (= زربفت‌هایی که به دست زنان زردشتی یزد بافته می‌شد)
بورسا (= بروسا یکی از بنادر معروف ترکیه‌است که محصولات ابریشمی آن شهرت جهانی داشت)
شال‌های کشمیر (= این شال‌ها را به تقلید از شال‌های کشمیر با پشم شتر در کرمان می‌بافتند)
پارچه‌های زری دوزی شدهٔ اصفهان
قدک نخی قزوین
عبای لار.
شیرشکری
بادیس
(جین)
ساتن
پاتیست
کرپ ژرژت
موسلین
ژرسه
دنیم
پوپلین
حوله‌ای

همچنین در سال‌های اخیر نام‌ها و دسته‌های دیگری در بازار ایران بکار گرفته می‌شود. این القاب و اسامی در ادبیات رایج بازار، توسط فروشندگان و خیاطان به وفور استفاده می‌شود که به شرح زیر است:

پارچه تریکو (= که با خلوص پنبه متفاوت یافت می‌شود و معمولاً برای تولید تیشرت استفاده می‌شود)
پارچه ریون (= جنس نخ آن از الیاف مصنوعی است و گزینه مناسب برای تولید لباس‌های زنانه است)
پارچه دیور (= با نخ پلی استر بافته می‌شود و گزینه خوبی برای انواع لباس است)

پارچه فاستونی که بیشتر مناسب کت شلوار است و بافته شده از پشم می‌باشد.

 

پارچه های مناسب فصل تابستان

 

پنبه (cotton)

پراستفاده‌ترین الیاف طبیعی در جهان است. پارچه‌های نخ‌پنبه انواع و کیفیت‌های مختلفی دارند. خصوصا از لحاظ نوع بافت و وزن بسیار متنوع‌اند. اما برای تابستان تنها پارچه‌های نخ‌پنبه‌ای سبک را پیشنهاد می‌کنیم که گرما را قابل‌تحمل‌تر می‌کنند. پارچه‌های نخ‌پنبه برای انواع پوشاک مردانه و زنانه، از تی‌شرت و بلوز گرفته تا پیراهن و مانتو، و برای آب‌وهوای هم خشک و هم مرطوب مناسب‌اند.

پنبه الیاف فوق‌العاده تنفس‌پذیری است. یعنی از قابلیت عبور جریان هوا برخوردار است و نمی‌گذارد که گرما بین بدن و لباس‌ باقی بماند.
پارچه‌های نخ‌پنبه بااینکه می‌توانند خیلی سبک و نازک باشند، اما از استخوان‌بندی خوبی برخوردارند.
بدترین عیب پارچه‌های نخ‌پنبه این است که زیاد چروک می‌شوند. پس اگر از اتوکردن لباس در روزهای گرم تابستان بدتان می‌آید، لباس‌ های نخ‌پنبه احتمالا روی اعصاب‌تان خواهند بود! اما پارچه‌های نخ‌پنبه با درصدی پلی‌استر کمتر چروک‌ می‌خورند.
پارچه‌های نخ‌پنبه معمولا آبرفت دارند. برای دوخت پارچه‌هایی که شاید براثر شست‌وشو آب بروند، بهتر است پارچه را قبل از تحویل به خیاط آب بزنید.

 

پارچه نخ پنبه

 

کتان یا لنین

کتان (linen) یا لینِن محبوب‌ترین انواع پارچه برای تابستان است که از الیاف طبیعی گیاه کتان بافته می‌شود. کتان تن‌خور شیکی دارد و به‌نسبت پارچه‌های نخی دیرتر از ریخت می‌افتد. پارچه کتان برای کت‌وشلوار غیررسمی تابستانی انتخاب معرکه‌ای است. راحت و خنک و درعین‌حال خوش‌تیپانه! برای خانم‌های گشادپوش هم مانتوی کتان با استایل مینیمال را در تابستان پیشنهاد می‌کنیم.

کمتر پیش می‌آید که از لباس‌های جنس کتان زود دل‌زده شویم. شاید چون کتان در مقایسه با نخ‌پنبه بارها مقاوم‌تر و بادوام‌تر است و تا سال‌ها خوش‌ریخت باقی می‌ماند.
کتان پارچه ذاتا تنفس‌پذیری است و با عبور هوا رطوبت بدن را می‌گیرد. خیلی هم زود خشک می‌شود.
کتان پارچه بسیار چروک‌پذیری است. دقیقا به همین دلیل خیلی از خانم‌ها و آقایان تمایلی به پوشیدن مانتو یا بلوز کتان ندارند. اما الیاف کتان به‌مرور براثر استفاده منعطف‌تر می‌شوند و درنتیجه کمتر چروک می‌خورند. این را هم بدانید که بلوزهای مردانه کتان اتفاقا با اندکی چروک ظاهر خوش‌ریخت‌تری پیدا می‌کنند!

 

پارچه کتان

 

شیرشکری

از اسمش تعجب نکنید! به احتمال زیاد با پارچه‌های شیرشکری (seersucker) آشنایی دارید و تابه‌حال فقط اسمش را نمی‌دانستید. شیرشکری پارچه نرم و سبکی از خانواده نخ‌پنبه است و با طرح راه‌راه چروکی شناخته می‌شود. بافت تاروپود پارچه‌های شیرشکری به‌گونه‌ای است که به‌خودی‌خود حالت چروکی ریزی دارند. این جنس پارچه‌ها معمولا در رنگ‌های پاستلی (رنگ‌های ملیح و ملایم) تولید می‌شوند و جذابیت منحصربه‌فردی به لباس‌های تابستانی می‌بخشند.

پارچه‌های شیرشکری تنفس‌پذیرند و خصوصا برای مناطق شرجی بسیار مناسب‌اند. مهم‌تر اینکه براثر شست‌وشوی مکرر زود از ریخت نمی‌افتند و از دوام خوبی برخورداند.

 

پارچه شیرشکری

 

شَمبرِی

برای جین‌پوش‌ها شمبری (chambray) به‌دلیل ظاهر جین‌مانندش بهترین انتخاب تابستانی است. اگر به متن پارچه‌های شمبری خوب دقت کنید، خواهید دید که با پود سفید و تارهای رنگی بافته شده‌اند. اما از لحاظ نوع بافت تاروپود با حتی جین‌های سبک و گِرَم‌پایین فرق دارند. پارچه‌های شمبری می‌توانند صددرصد نخ‌پنبه یا ترکیبی شامل درصدی الیاف کتان یا پلی‌استر باشند. رنگ‌شان هم معمولا طیفی از آبی است.

پارچه جین به‌دلیل سنگین‌بودن انتخاب مناسبی برای اوقات گرم سال نیست. اما لباس‌های جنس شمبری بااینکه شبیه جین به‌نظر می‌رسند، بسیار سبک‌تر و خنک‌ترند و برای گرمای خشک و شرجی گزینه به‌مراتب بهتری نسبت به جین محسوب می‌شوند.

 

پارچه شَمبرِی

 

چیت یا پارچه های گل گلی عامیانه

پارچه‌های چیت به دلیل تراکم تار و پود بسیار سبک و خنک هستند. اگر طرفدار استایل بوهو هستید، می‌توانید از پارچه چیت برای دامن ماکسی و تونیک‌های بلند رنگی استفاده کنید که بسیار زیبا است.

 

پارچه چیت گل گلی

 

 

 

 

دیدگاه کاربران 0
  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.